قهرمان ميرزا عين السلطنه

1694

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بخشش امين نظام كربلائى على مىگفت امين نظام ( لقب سابق امير توپخانه ) پول گرفت و قدغن كرد . در ميان هندوانه پول برايش مىبرند . باز مىگفت بيست و هشت رودخانه از سمت ما به خاك ارس مىرود كه قيمت آنها را خدا مىداند . اينها را امين نظام داد . سرحددارى مختصر در دامجنهء روس گمركخانه ايستاديم . فورا سرباز و صاحب‌منصبى با لباس سفيد آمدند . صاحب‌منصب تركى مىدانست تذكره خواست داديم . به‌دست سرباز داده به اطاق برد . خودش جلو افتاد ما را لب چشمه زير سايه‌هاى بيد هدايت كرد راحت كنيد . نيم‌ساعت ديگر تذكره داده مىشود . پياده شديم نان و پنير با تخم‌مرغ و خيار كه همراه بود بيرون آورده خورديم . معنى سرحد نگاه‌دارى اين است . در يك جاى مثل قهقهه آنقدر عمارت و آدم داشته باشند در جاهاى مهم چه‌قدر خواهد بود . برعكس رئيس گمرك ايران ابدا چمدان مرا هم نگرديد . حتى نگاه به بار ما نكرد . تندتند كربلائى على مىگفت به آدم نگاه مىكنند . البته شما را مىبينند نمىگردند . گويا در اين جاده بيست قزاق باشد . براى آنها جاى اسب پريدن و بازى كردن درست نموده بودند كه قزاقها نشانه كنند يا قداره بزنند . هركار فرنگيها از روى ترتيب است . خيلى خيلى عمارت داشتند . زن ، بچه همه‌چيز بود . بعد از گرفتن تذكره سوار شده راه بىآب گرم صاف . به مردن مردن شش به غروب مانده وارد قهقهه شديم . در كاروانسراى تركى پياده شديم . چايى خورديم . قدرى فرستاد برف آوردند آب خورديم . هرچه سؤالات از راه‌آهن كردم نمىدانست . تا توانستم مذمت كردم كه مرد كه تو چند سال است اين‌جا هستى چرا بايد هيچ ندانى . خودش را برداشته رفتم سمت راه‌آهن . گفتند ساعت پنج حركت مىكند ، يعنى آن احمق مىگفت . وضع قهقهه از پارك بسيار قشنگى گذشتيم . عمارات قشنگ خيابانهاى پيچ‌پيچ داشت . بيشتر درختش اقاقيا بود . يك حوض و فوارهء مقبول با باغچهء گل‌كارى تميزى داشت . روسها يكشنبه بود زن و مرد گردش مىكردند . بيشتر سرباز ديده مىشد . شلوار قرمز نيم‌تنه و كلاه سفيد چكمه به پا ، دست هركدام خوراكى بود . بيشتر تخم آفتاب‌گردان مىخوردند . در بليت‌خانه بسته بود . از باغ ديگر گذشتيم ، هم كوچه است هم پارك . مثل